اشترانكوه


شیوه کوهنوردی شتری !

 

روش درست سازگاری ( خو گرفتن ) در کوهستان چیست ؟

"What is the proper way to acclimatize?"

شیوه کوهنوردی شتری !

مقدمه :

کوهنوردی وصعود به ارتفاعات هم مثل همه ورزشها و کارهای دیگر آداب و قواعدی دارد که لازم است کوهنوردان از آنهخا اطلاع داشته باشند و آن را رعایت کرده و به مرحله اجراء بگذارند .

خصوصاً اگر کوهنوردی به صورت حرفه ای باشد و صعود به ارتفاعات بالای 4000 متر صورت گیرد . و هر چه این ارتفاع بیشتر شود اثرات ناشی از کاهش فشار اکسیژن و هیپوکسی  بر روی بدن بیشتر ظاهر می شوند . این را همه کسانی که به قله دماوند صعود کرده اند بخوبی حس کرده اند . ولی کسانی که  یک شبه کوهنورد شده اند و  در طی همین عمر کوتاه کوهنوردی اشان ( که بهتر است تپه نوردی و پیک نیک یا حداکثر کوهپیمایی نامیده شود ) چند تا کوه 2500 متری را رفته اند درک درستی از مطالب فوق نخواهند داشت که اگر بخواهند کوهنورد حقیقی گردند باید این نکته ها  و ریزه کاری ها را رعایت کنند تا برای خودشان ودیگران مشکل ساز نشوند (1)

کوهنوردی و صعود به ارتفاعات نیز مثل اغلب کارهای دیگر باید به آهستگی وبا متانت صورت گیرد . و شتاب زدگی اگر توام با سقوط و خطر نباشد دست کم به اعضای داخلی بدن صدمه می زند . این امر خصوصاً برای ما که از خوزستان و ممکو که ارتفاعش از سطح دریا یکی دو متر بیشتر نیست به قلل مرتفع می رویم خیلی اهمیت دارد . بدترین حالت این است که با هواپیما یک ساعته از ماهشهر به تهران بروی و بعد بلافاصله راه صعود را در پیش بگیری . اصلاً بدن فرصت سازگاری را ارتفاع را پیدا نمی کند .

برای ما اگر چه مسافرت زمینی با ماشین پر زحمت است ولی اگر این کار صورت گیرد بهتر است یا دست کم یک روزی درتهران استراحت کنیم تا با همان ارتفاع حدود 1200 متری تطابق پیدا کنیم . و برای صعود به دماوند و یا قلل مرتفع چون علم کوه و سبلان نباید عجله و شتاب به خرج داد .باید به شیوه ای که من آنرا " شیوه شتری " می نامیم در کوهستان گام برداشت نه به " شیوه اسبی " !  (2)

از همه اینها بگذریم کوهنوردی هم مثل خیلی مهارتهای دیگری بشر از قبیل مدیریت , تا حد زیادی ژنتیکی است ! یعنی افرادی هستند که بدنشان به گونه ای است که خیلی خوب با شرایط کوهستان کنار می آید .

 

بدن انسان قادر است که در طیف گسترده و شگفتی از شرایط آ ب و هوایی زندگی کند ولی این امر مستلزم   سازگاری و خو گرفتن با شرایط تازه است  که احتیاج به گذشت زمان دارد.

هنگامی که از کوه بالا می رویم  توصیه می شود که بااستراتژی :

 صعود به بالا خواب در پائین "climb high, sleep low" خود را تطبیق کنیم . خصوصا ً در روش صعود سریع expedition-style climbs به کوهنوردان توصیه می شود که با رعایت ایمنی و تا جایی که می توانند در طی روز  بالا روند . اما برای خوابیدن به ارتفاع پائین تری برگردند و آنجا بخوابند . اگر ارتفاع صعود ما به گونه ای باشد که روزانه 350 متر = 1150 فوت صعود کنیم احتمال ابتلاء شدن به بیماریهای مرگبار ارتفاع را کاهش داده ایم . ناراحتی هایی از قبیل : (AMS, HACE & HAPE).

به ازای هر 1000 متر یا 3280  فوت باید یک روز کامل استراحت کنند تا بدن بتواند خود را با شرایط جدید سازگار نماید . هر گاه یکی از اعضای گروه کوهنوردی نتوانست احساس خواب راحت در ارتفاع مربوطه داشته باشد بایدهمگی اعضاء قبل از بالا رفتن و صعود مجدد منتظر بمانند تا شرایط وی عادی شود . تا اگر هم  کسی دچار بیماری ارتفاع شده است بتواند ایمن باقی بماند .

سبک کوهنوردی آلپی از طرف دیگر معمولا ً به روش بالا رفتن  سریع  و سبک گفته می شود چون در این حالت ممکن است زمان لازم برای روش بالا رفتن و خوابیدن در پائین وجودنداشته باشد . در این حالت سازگاری با ارتفاع از طریق رفتن به قله های کمی پائین تر صورت می گیرد و سپس سریعاً به کوهی که در نظ رگرفته اند صعود می کنند و بلافاصله بعد از رسیدن به نقاط بالاتر به هم می خورد به همین جهت برای اینکه دچار کوه گرفتگی نشوند سریعاً این کار را انجام دهید تا سازگاری به هم نخورد .

ضمناً لازم به یادآوری است که" منطقه مرگ "Death Zone," به مناطق بالای 7500 متر = 24600 فوت گفته می شود که تطابق و سازگاری با شرایط کوهستان غیر ممکن است .

افراد خیلی کمی وجود دارند که به مدد استعداد ژنتیکی genetic predisposition قادر باشند که این ارتفاعات بلند را تحمل کنند . کوهنوردانی چون اد وسچر Ed Viesturs و بابو چیری Babu Chiri فقید که از شرپا های Sherpa منطقه است بهتر از دیگران می توانند اکسیژن هوا راجذب کنند

در حالیکه پزشکی مدرن نمی تواند هیچ کاری برای کسانی که ژنتیک خوبی ندارند و نمی توانند راحت خود را با شرایط کوهستان وفق دهند انجام دهد . دکتر ها توانسته اند با در نظر گرفتن  این توانایی ژنتیک ؛ پیش بینی کنند که چه کسانی می توانند عملکرد بهتری در کوهستان داشته باشند .

اغلب مردم باید ماندن در ارتفاع را برای خود محدود کنند و تا جایی که می توانند کمتر در ارتفاع بمانند چون بدن انسان در این شرایط به آهستگی رو به مرگ و زوال می رود . راهش این است که سریعاً به پائین برگردید چون بهرحال نباید شانس مردنتان را زیاد کنید .

 وسچر شرح می دهد که قرار گرفتن در" منطقه مرگ " مثل صعود روی زمان قرضی " climbing on borrowed time." است

اگر شما به اندازه کافی دقت نکنید ممکن است زمان را از دست بدهید ( منظورش این است که فرصت خیلی محدود و کمی دارید که نباید آن را از دست بدهید چون اگر از دست دادید کاری نمی توان کرد )

 

کلمات کلیدی :

  • استراتژی  صعود به بالا خواب در پائین= "climb high, sleep low
  • " منطقه مرگ "Death Zone," ارتفاع بالای 7500 متری
  • شرپا بومیانی که برای بار به کوههای نپال و هیمالایا به کوهنوردان کمک می کنند . شرپا های Sherpa
  • مثل صعود روی زمان قرضی " climbing on borrowed time."
  •  

(1)   چون بارها اتقاق افتاده است که درهمین صعود از جبهه جنوبی به  دماوند نفراتی را برده ایم که قبل از رسیدن به پناهگاه اصلی حالشان به هم خورده است دچار استفراغ شده اند و مجبور شده ایم با هزینه گزاف کرایه قاطر آنها را به پائین برگردانیم !

(2)   این را برای کسانی گفتم که غوره نشده مویز شده اند و چون تصور درستی از کوه و مشکلات اش ندارند شتاب به خرج می دهند در اینجا باید پند سعدی را رعایت کرد . ای که مشتاق منزلی مشتاب – پند من کاربند و صبر آموز – اسب تازی دو تک رود به شتاب – واشتر آهسته می رود شب و روز !

........................

منبع :

http://www.txmountaineer.com/Altitude.htm

 

 


محمد توكلي

بیماری حاد کوهستان Acute Mountain Sickness (AMS)

Thursday, September 03, 2009

Acute Mountain Sickness (AMS)

بیماری حاد کوهستان

 

مقدمه :

رفتن به ارتفاع بدلیل اینکه فشار اکسیژن در نواحی مرتفع کوهستانی کاهش پیدا می کند باعث می شود که گلبولهای قرمز خون نتوانند با ظرفیت کامل اکسیژن گیری کنند ( هر مولکول هموگلوبولین دارای 4 مولکول آهن در اطرافش است که این آن ها با اکسیژن ترکیب می شوند و بدین وسیله اکسیژن مورد نیاز بدن را به بافت ها می رسانند در ارتفاع بدلیل اینکه کارآیی ریه ها کاهش پیدا می کند این کاهش ظرفیت باعث می شود که اکسیژن لازم به بافت های بدن نرسد و از این رو استکه عوارض کاهش اکسیژ از یک سو و واکنش های دفاعی بدن از سوی دیگر باعث می شوند که بدن در شرایط غیر طبیعی قرار بگیرد . که از مجموع اینها با نام های مختلف ( بسته به عوارض و شرایط بروز کرده ) نام می برند از جمله : کوه گرفتگی " بیماری ارتفاع " بیماری حاد کوهستان و نظائر آن که منشاء همه آنها یکی است و آن کاهش فشار اکسیژن اتمسفر بخاطر رفتن به ارتفاع بالاتر است و بیاد داشته باشید که بیشترین تراکم اکسیژن ( بیش از 50% اکسیژن ) در ارتفاع زیر 7 هزار متر قرار دارد .

برای کسانی مثل ما که در خوزستان و ممکو زندگی می کنند بهترین روش برای تمرین صعود به کوهستان استفاده از اتاق هایی است که فشار داخلی آنها کمتر از اتمسفر است و با شرایط هوای کوهستان تطابق دارد و نوعی شبیه سازی ان شرایط دارد ساخت این اتاق ها هم هزینه زیادی ندارد فقط باید کاملاً نشت بندی شده باشند و با استفاده از وکیوم  پمپ کمی از هوای درون آن را به بیرون می مکند و کمی تحت خلاء واقع می شود تا فشار اکسیژن آن کم شود . . این اتاق ها می تواند برای بازیکنان تیم های ملی هم که مجبورند بازیهایی در خارج از کشور و مناطق مرتفع داشته باشند می تواند خیلی مفید باشد  و بدن آنها را باشرایط جدید تطابق داده و آداپته نماید ( چنین اتاق هایی سالهاست که در فنلاند استفاده می شود)

 

هنگامی که به ارتفاع بیش از 2500 متر = 8200 فوت صعود می کنید تحت تاثیر این ارتفاع عوارضی بر بدن شما وارد شود . همانگونه که بدن نشان می دهد اینها عوارض کاهش فشار اکسیژن و کم شدن اکسیژن دریافتی بدن هستند .

و بدن کوشش می کند که با کارهایی که انجام می دهد این کاهش اکسیژن را  با افزایش جریان خونرسانی  به مغز جبران نماید .

اما هنگامی که این خونرسانی بیش از اندازه به مغز انجام  می شودحاصل اش این است که مغز شروع به متورم شدن می کند .

حاصل ازاین فرآیند بروز نشانه ها و مشکلات شدیدی است  از قبیل :

  • سردرد Headache
  • خستگی Exhaustion
  • تنگی نفس Shortness of breath
  • تعوع و استفراغ Nausea or vomiting

در این مورد هم مثل سایر مشکلات ناشی از ارتفاع زدگی بهترین درمان این است که شخص را فوراً به ارتفاع پائین تر بگردانند . از آنجائیکه تمرین های هوازی aerobic fitness کمترین اثر را روی"  بیماری حاد کوهستان " = AMS  و کوه گرفتگی دارند به همین جهت برای داشتن سازگاری و تطابق مناسب با شرایط کوه می تواند باعث کاهش اثرات ناشی از این بیماری در اغلب افراد شود .

در این مورد نیز مثل همیشه  پزشک شما می تواند بیشترین اطلاعات را در بار این اختلال و بیماری به شما بدهد . ( البته این مربوط به پزشکان غربی است چون در اینجا آنها وظائف عادی خود را هم بزور انجام می دهند تا چه رسد به اینکه شما را در مورد کوه گرفتگی و بیماری حاد کوهستان راهنمایی کنند ! تازه اگر نام AMS به گوششان خورده باشد . )

 

As always, your doctor can provide you with much more information regarding this disorder.

................ترجمه و مقدمه از محمد توکلی – 12 شهریورماه 1388 – اروند

منبع :

http://www.txmountaineer.com/Altitude.htm

 

 

 


محمد توكلي

کوهنوردی از دیار میانکوه :

کوهنوردی از دیار میانکوه  :

در کوهنوردی سبکی که در هفته گذشته برای رسیدن به غار آب کنارون بهبهان داشتیم دوست و همکار ما آقای"  حمید یزدان نژاد " هم حضور داشتند البته این اولین حضور ایشان در جمع کوهنوردان بود و از او پرسیدم آیا قبلاً هم کوهنوردی کرده ای گفت : بله

من اصلاً بچه کوه هستم خانه امان در میانکوه امیدیه بوده است !

گفتم عجب دلیلی ؟ لابد آنها که خانه اشان دریاکناراست  باید همه قهرمان شنا باشند ! حالا به چه کوههایی  صعود کرده ای ؟

گفت بله خیلی کوهها را رفته ام .

گفتم که بالاترین کوهی که رفته ای چقدر ارتفاع داشته است ؟

گفت : والله متر نبرده بودم اندازه بگیرم !!

بهتر دیدم  که این گفتگو را تمام کنم البته ایشان پسر خیلی خوب و خوشرویی است شاید اگر همت کند روزی کوهنورد خوبی هم بشود . امیداوارم !

.................م.ت 6 دیماه 1390


محمد توكلي

دماوند به من شجاعت داد

Thursday, July 01, 2010

آه ای  دماوند ...

وقتی به تو فکر می کنم همه چیزهای دیگر در نظرم حقیر می آیند در پای تو که می ایستم ادب و فروتنی را می آموزم اینکه ذره ای بیش نیستم در این اقیانوس پهناور و بی انتهای هستی . اولین بار که به قله ات صعود می کردم چنان خستگی و شرایط بد آب هوایی و سرما در وجودم رسوخ کرده بود که همانجا با خودم عهد بستم که  رفتارم را درست کنم و دیگر کسی را مورد آزار و اذیت قرار ندهم و با همه مهربان باشم . این درسی بود که تو به من دادی . مثل مواقعی که در سختی ها قرار می گیرم . ولی سختی صعود به قله تو فراتر از این حرفهاست .

تو به من اعتماد به نفس دادی تا بازهم حس کنم که نیروی جوانی ام همچنان باقی است که می توانم بر بام ایران بایستم و تو به من افتخار دادی تا همه جا با غرور بگویم که بله من کسی هستم که تا بحال 6 بار به دماوند صعود کرده ام .

اگر کسی در اروپا یک بار به ارتفاعات آلپ صعود کند و مثلاً به قله مون بلان برود که کمی از دنا و اشترانکوه خودمان بلند تر است همه به او افتخارمی کنند و با او عکس یادگاری می گیرند ! هر چند در اینجا کسی با شما عکس یادگاری نمی گیرد حتی اگر قله ای 1500 متر بلند تر را صعود کرده باشد .

دماوند به من درس استقامت داد چون اولین بار که به این قله صعود کردم به خودم قول دادم که دیگر این کار را انجام ندهم از بس که اذیت شدم ولی بعد از آن 5 بار دیگر به قله دماوند صعود کردم ! و من یاد داد که در کارها استقامت داشته باشم .

دماوند به من شجاعت داد . صعود به بام ایران باعث شد که دیگر قله ها که همه ارتفاعی کمتر از دماوند داشتند برایم ساده جلوه کند اینگونه بود که توانستم به قله های سخت و صخره ای چون علم کوه و سبلان که بعد از دماوند رتبه های بعدی را از نظر ارتفاع دارند صعود کنم واز ستیغ های تیز اشترانکوه استوار و مصمم بالا بروم .

دماوند به من درس جنگیدن و مایوس نشدن آموخت . تا حتی در سخت ترین شرایط و بدترین وضعیت آب و هوایی خود را نبازم و روحیه ام را حفظ کنم و مثل آن دفعه ای که در اشترانکوه از دوستانم جدا شدم و مسیری را در میان یخچالها اشتباهی رفتم و دچار ناامیدی شده بودم دوباره روحیه ام را باز پیدا کنم و مسیر را برگردم و از مرگ حتمی نجات پیدا کنم

دماوند به من درس فروتنی آموخت تا حس کنم که انسان تا چه اندازه ضعیف است و چقدر آسیب پذیر است پس لزومی ندارد این همه به خودش بنازد و به دیگران فخر فروشی کند . وقتی هر لحظه مرگ را در جلوی چشمانت می بینی خیلی از رفتارهایت تغییر می کند.

دماوند به من درس دوستی و رفاقت آموخت که در سخت ترین شرایط به فکر دوستانم باشم و آنها را تنها نگذارم

دماوند به من درس مقاومت آموخت تا بتوانم سرمای شدید زیر صفر و هوای پر از گوگرد را تحمل کنم .

دماوند به من درس قدرتمند بودن آموخت تا بتوانم بر خستگی فائق بیایم و به توانایی هایم پی ببرم.

دماوند درسهای زیادی به من آموخت ...

و مهم ترین آنها درس انسان بودن و عشق ورزیدن به سرزمین ام و هم وطن هایم .

................محمد توکلی – 10 تیرماه 1389 – ممکو

 

 


محمد توكلي

جلسه تصمیم گیری در مورد تیم کوهنوردی پتروشیمی بندرامام BIPC

جلسه تصمیم گیری در مورد تیم کوهنوردی پتروشیمی بندرامام BIPC

 

زمان : دوشنبه 5 دیماه 1390 – ساعت 14

مکان : دفتر مرکزی = main office اتاق  کشیک ارشد مجتمع

 

اولاً وقتی قرار است جلسه ای تشکیل شود باید همگان خود را موظف بدانند که در موعد تعیین شده حضور پیدا کنند ولی  با وجودیکه ما به موقع در محل جلسه حاضر شدیم ولی گردانندگان جلسه  و مسئول امور ورزش خودشان با 45 دقیقه تاخیر آمدند!

شروع جلسه با متنی آغاز شد که آقایی که خیلی با حرارت در مورد کوهنوردی حرف می زدند قرائت کردند که  مرا بیاد انشاهای دانش آموزان دبستانی انداخت! بعد از آن هم یک سری صحبت هایی شد که مصداق توضیح واضحات و " آنچه در جوی می رود آب است"  بود !

بعد از آنهم مسئول امور ورزش حرفهای طولانی زد که تکرار مکررات بود و  گوش ما از شنیدن آنها پر است ...

 بقیه نفرات هم هر یک گاه مختصر وگاه  طولانی حرفهایی زدند که یا در تائید گفته های دیگران بود و یاحرفهایی بود که ربطی به جلسه نداشت و یک مشت حاشیه هایی بود که جای مطرح کردن آنهادراینجا نبود و در نهایت فایده ای برای ما نداشت .

مثلاً  یکی از لزوم برنامه ریزی در کوهنوردی صحبت کرد ! فوائد کوهنوردی و لزوم همکاری با هم و کنار آمدن ... دیگری از کوههایی که رفته بودند آن آقای مجری جلسه که 30 کوه را در 6 ماه رفته است !( اینکه می شود هفته ای یک کوه ! خب ببخشید پس شما کی کار می کنید ؟! )

و جالب تر اینکه آن یکی توصیه می کرد برویم مطالب کوهنوردی را از سایت  پتروشیمی بوعلی مطالعه کنیم!!

 

 و اینگونه بود که بخش اعظم وقت حلسه صرف صحبتهایی شد همه اش حاشیه و حرف های فرعی بود تا بالاخره  در آخر جلسه در حالی که عده ای هم جلسه را ترک کرده بودند نوبت به اینجانب رسید که حرفهایم رابزنم و من سعی کردم در همان مدت کوتاه آنچه در ذهن ام بود بیان کنم

بشرح زیر :

1-  در ابتدا گفته مسئول امور ورزش را تصیحیح کردم چون ایشان گفته بود پایه گذار کوهنوردی بندرامام شرکت فرآورش بوده ! در حالی که اولین تیم کوهنوردی را استاد خسرو فر در اوایل دهه 1370 راه اندازی کرد که آن موقع در ماشینهای حساس بودند وبنده هم با ایشان همکار بودم . در آن موقع همه کارکنان از همه واحدها با ما به کوه می آمدند . بعدها که شرکت به 5 تکه تقسیم شد ما شدیم خوارزمی و شرکتهای دیگر هم بتدریج گروههای کوهنوردی راه انداختند. حالا این آقایان ادعای پیش کسوتی می کنند تنها کسی که صادقانه گفت که در این زمینه تجربه ای ندارد و آمده است تا یاد بگیرد همکار و دوست ما آقای امین بود کاش بقیه هم از ایشان یاد می گرفتند و ادعاهایشان را کنار می گذاشتند .

2-   تیم  کوهنوردی باید اساسنامه داشته باشد تا وظایف و هدفهایش مشخص باشد و کسی نتواند سراز خود در کوه کاری انجام دهد و بی انضباطی کند و مسئولیت ها مشخص باشد .

3-  تیم کوهنوردی باید سایت اینترنتی داشته باشید تا گزارشات خود را بر روی سایت قرار دهد .

4-  برای یادگیری اصول کوهنوردی به اندازه کافی مطالب ترجمه شده و نوشته های متعدد را بر روی وبلاگ های  قرار داده ام و لازم نیست برویم مطالب فلان تیم پتروشیمی منطقهد ویژه را که بیشتر از  سه چهار سال سابقه کوهنوردی ندارد و تازه برای کوه رفتن از خود ما اطلاعات گرفته اند مطالعه کنیم . دوست گرامی وقتی ما در بندرامام bipc  به کوههای بزرگ صعود می کردیم اصلاً منطقه ویژه ای وجود نداشت !!

5-  با تقسیم شدن شرکت به 5 قسمت دلیلی ندارد که 5 تیم کوهنوردی هم داشته باشیم حالا چون شرکت تکه تکه شده کوهنوردی هم باید تکه تکه شود ؟! تازه این غیر از تیم بسیج و حراست و تیم های متفرقه دیگر است واقعاً این همه هدر دادن بودجه و اتلاف هزینه برای یک شرکت واحد چه توجیهی دارد ؟ آیا اگر قراربود از جیب خودنان هم خرج کنید اینگونه حاتم بخشی می کردید ؟!

6-  هدف از تشکیل تیم کوهنوردی ؛ ارتقاء سلامت و بهداشت روانی کارکنان و تغییر روحیه انهاست که از یکنواختی و دلزدگی که در پتروشیمی دارند بیرون بیایندو سرزنده وشاد شوند به همین جهت هر هدف دیگری جنبه فرعی دارد و اهمیت زیادی ندارد . برای این کار اگر ما بتوانیم هر ماه یک کوه را هم صعود کنیم شاهکار کرده ایم

7-  آقایان ازبرنامه های برون مرزی حرف زدند من گفتم شما همین برنامه های داخل کشور را عملی کنید خارج کشور پیشکشتان ! شما اول قلل مرتفع ایران مثل دماوند و علم کوه و سبلان و اشترانکوه و زردکوه و همین دنا در چند قدمی خودمان را صعود کنید تا برسیم به صعودهای خارجی !

8-  لازم است همه تیم های متفرقه جمع شوند و تنها یک تیم متحد شکل بگیرد تا بدین وسیله هم در بودجه صرفه جویی شود و هم از موازی کاری و چند شاخه شدن و پراکندگی که الان وجود دارد رها شویم .

9-  باید حساب کوهنوردی را از پیک نیک و گردش های تفریحی جدا کرد متاسفانه بارها شاهد بوده ایم که بنام کوهنوردی ؛ تورهای تفریحی راه انداخته اند و این کاردرستی نیست .

10-         ما با در ابتدا قلل بلندی چون دماوند را که بام ایران است و مرتفع ترین قله ایران است با هزینه  شخصی صعود کردیم به همین جهت کسانی که قرار است به کوه بیایندباید هدفشان ورزش و سلامت باشد نه اینکه بخواهند تجهیزات گران قیمت کوهنوردی بگیرند و غذاهای آنچنانی بخورند .

ظاهراً افراد اعتقادی به گفته های من نداشتند.  ضمن اینکه اینها اغلب در ابتدای کار هستندادعا کردن و حرف زدن کار بسیار ساده ای است فکر می کنم  برای افرادی چون ما و همکارانی که حدود دو دهه سابقه کوهنوردی حرفه ای دارند شرکت در چنین جلساتی با چنین موضوعات پیش پا افتاده ای که مطرح می کنند کسر شان است

 با این اوصاف بنده ترجیح می دهم دیگر در این جلسات شرکت نکنم و برخلاف میلم فعالیت های کوهنوردی را از طریق همان تیم تازه تاسیس خوارزمی ادامه دهم.  

 

.................محمد توکلی 7 دیماه 1390 – ممکو

 

 


محمد توكلي

کوهنوردی در سکوت

 

 

کوهنوردی در سکوت   

Thursday, August 14, 2008

 

تبلیغات هم  چیز خوبی است !!!

 

از اوایل دهه 1370 که اولین هسته تیم کوهنوردی پتروشیمی بندرامام  BIPC شکل گرفت  این کار به همت جناب آقای استاد سید محمد رحیم خسرو فر صورت گرفت . پس از آن تیم شکل حرفه ای تر بخود گرفت و قلل مهم ایران را یکی یکی فتح کردیم و افتخارات زیادی در پرونده تیم ثبت شد ولی همه اینها در سکوت و بدون جاروجنجال و حتی بدون یک گزارش مختصر انجام گرفت . لازم به ذکر است که گزارشهای مفصل از این صعود ها به همراه عکس و فیلم تهیه می شد ولی در جایی منعکس نمی شد تنها در اوایل دهه 1380 که اینترنت در شرکت برقرار شد این امکان به وجود آمد که این مطالب را روی وبلاگ قرار دهم و بدین ترتیب آرشیوی برای مراجعات بعدی خودمان و نیز استفاده سایرین فراهم شد .  مطلب زیر را حدود 3 سال پیش نوشته ام که  آن را از وبلاگ عکسهای خاطره انگیز گرفته ام و به همان شکل مجدداً آن را در اینجا می آورم

 

 

 واقعاً جای تاسف است که استان زر خیز ما خوزستان محرومیت های زیادی دارد که یکی از این محرومیت ها نداشتن گروههای حرفه ای کوهنوردی است که البته اخیرا عده ای تیم های وابسته به برخی صنایع و ادارات مثل  صنایع فولاد و پتروشیمی و نظائرآن راه اندازی شده است اما هنگامی که مه در اواخر دهه 60 این فعالیت را اینجا  و در جنوب خوزستان شروع کردیم کسی بطور حرفه ای این کار را انجام نمی داد و در واقع پایه گذار این فعالیت در این ناحیه تیم کوهنوردی ما بود که آن هم به همت استاد  خ  صورت گرفت و خیلی ها که قبلا هم سابقه کوهنوردی داشتند از جمله نگارنده به این گروه پیوستم .

 

و اکنون تیم کوهنوردی ما بعد از گذشت بیش از یک دهه و در طی این ده پانزده سالی که فعالیت مداوم داشته است افتخارات زیادی کسب کرده است و موفق به فتح قلل زیادی در سرزمین همیشه جاوید ایران شده است از جنوبی ترین کوههای زاگرس تا شمالی ترین بخش های البرز و در این میان همه این فعالیت ها در سکوت و بدور از هر گونه تبلیغات و جنجال و فخر فروشی صورت گرفته است و خیلی ها از این فعالیت ها بی خبر بوده اند که البته این وضعیت دو دلیل عمده داشته است :

 

1-      اولا هدف اصلی اعضای تیم کوهنوردی ما و شخص استاد خسروفر همواره این بوده است که برای بدست آوردن شادی و نشاط و سلامتی جسمی و روانی  به کوه برویم و نه صرفا برای کسب افتخار و پاداش های مادی . ما هنگامی که قدم در محیط پاک و مقدس کوهستان می گذاریم هدف امان این است که لحظاتی را بدور از جنجال های زندگی روزمره در دل طبیعت بکر و ساکت بگذرانیم تا بدین وسیله تمدید قوایی کرده و نیروی از دست رفته جسمی و روانی  امان را دوباره احیاء کنیم چون انسان هم مانند باتری هر از چندگاهی نیاز به شارژ کردن خودش دارد و چه جایی بهتر از دامنه طبیعت برای این تجدید قوا وجوددارد ؟

به کوه می رویم تا ساعاتی را درمحیط پاکیزه و هوای تمیز کوهستان و بدور از آلودگی های زندگی شهری روح امان را صفا بدهیم و روان را پالایش کنیم  از دروغ و دو رویی و ناپاکی و هر آنچه مایه پلیدی و پلشتی است دوری کنیم  و رفاقت هایمان را تحکیم ببخشیم و در یک کلام درس زندگی و انسانیت را یاد بگیریم . بنابراین با این اهداف متعالی ، جایی برای هدفهای حقیر و کم مایه باقی نمی ماند .

 

2-      ثانیا در همه این مدت طولانی که ما به کوه رفته ایم با وجودیکه گزارش کامل صعود را به همراه عکس و فیلم با خود همراه آورده ایم به این امید که خودمان و دیگران از خاطرات ثبت شده استفاده کنند و لذت ببرند اما نشریات دولتی و انحصاری حتی یک خبر یک سطری هم راجع به این فعالیت ها ننوشته اند شاید چون از خودی های و هم باندی  آنها نبوده ایم !

همه این کوهنوردی های ارزشمند و افتخارات بزرگ با سکوت و بی اعتنایی دیگران مواجه  شد و ما هم اعتراضی نداشتیم آن همه قلل مرتفع از قله های بلندی چون "اشترانکوه " و " زردکوه"  و"  دنا"  گرفته " سبلان " و " سهند"  و " علم کوه " و بام ایران " قله دماوند"  تا قله هایی که حتی اغلب نام آنها را هم نشنیده اند مثل قله کوه زنگارد و ناخ در  جنوب بستک و قله گنو در بندرعباس و قله هزار در کرمان که در شرایط زمستان و اواخر اسفند ماه بدانجا صعود کردیم و چه سرمایی را تحمل کردیم .

 

تیم کوهنوردی ما درطی این مدت و از سال 79 به بعد تقریبا هر ساله و در اواخر شهریورماه به بام ایران دماوند صعود کرده است که فقط بیش از 6 صعود را من شخصا با گروه همراهی کرده ام .

 

این وضع به گونه ای بود که  حتی برخی از دوستان نزدیک ما  در اینکه ما واقعا به  این کوهها صعود کرده ایم یا نه ؟ شک و تردید به حودشان راه می دادند !  تبلیغات که نباشد  عاقبت اش همین است  دیگر !!

 

و جدای از بازدیدهایی است که تیم ما از مناطق بکر و بسیار زیبا و در عین حال کمتر شناخته شده ای چون "دریاچه گهر" و قلعه کلیبر و" کوه گرد" و" قلعه سروستان" و " کوههای نمکی جزیره قشم" و بسیاری از مناطق دیگر داشته است .

 

بهر حال آن دوران گذشت و آن انحصارهای تبلیغاتی که آن موقع وجود داشت  دیگر اکنون به مدد شبکه جهانی اینترنت شکسته شده است و ما بسادگی تمام جزئیات صعود و گشت و گذارهایمان دردل طبیعت بکر را با تفصیل روی اینترنت قرار می دهیم . تا نه تنها هم وطنانمان  بلکه همگان در همه جای دنیا آنها را مطالعه کرده و ضمن لذت بردن ازاین  مطالب از اطلاعات و  تجربیات آن هم استفاده کنند .

 

یادم می آید که قبل از اینکه بخواهیم به دیدن آبشار زیبای " شوی " برویم  کلی روی شبکه جستجو کردم ولی حتی یک سطر هم مطلب بر روی اینترنت در این مورد وجود نداشت پس از بازگشت از آنجا گزارش کامل این دیدار را روی اینترنت گذاشتم و بعدها دیگران هم این یادداشتها را در وبلاگ ها و سایت های خود کپی کردند ! و مطالب دیگری هم نوشتند و عده ای هم با این منطقه آشنایی بیشتری کردند و الان می توانید شاهد دهها مطلب دراین زمینه روی اینترنت باشید .

بهر حال اینها بخشی از فعالیت های ارزشمندی است که ما انجام داده ایم وکسی هم خبر دار نشده است هر چند این کارها خیلی کم است و باید بیشتر از اینها انجام شود .

 

من در صدد بیان این مطالب نبودم تا اینکه نوشته های روی  پلاکاردی که در درب خروجی شرکت نصب شده بود  نظرم را جلب کرد که عده ای از یکی از شرکت های تابعه BIPC گویا به قله دنا صعود کرده اند و آن را با تبلبغات فراوان نوشته اند و به هم تبریک گفته اند !

در صورتیکه گروه ما این قله را چند سال پیش صعود کرده است و حتی از قله آن هم فیلم و عکس و گزارش تهیه کرده است ولی این خبر هیچ کجا انعکاس پیدا نکرد .

این تبلیغات گاهی باعث می شود که در مورد نیت افراد و حتی حقیقت صعود آنها شک کنیم

راستش من بقدری از این کوهنوردی های نمایشی دیده ایم که تا کسی از قله و منطقه ای که رفته است فیلم و گزارش کامل تهیه نکند باور نمی کنم که واقعا صعودی در کار بوده است !

بهر حال تبلیغات هم چیز خوبی است کلی معروفیت ایجاد می کند و خیلی ها با این روشها نان می خورند خصوصا در شرکت های دولتی !

خدا کند نیت اشان خیر باشد و صرفا برای ورزش کردن و استفاده از هوای کوهستان و کوهنوردی حرفه ای دست به این کارها بزنند و شائبه استفاده از امکانات دیگر در آن نباشد !

 

..........................................م.ت مرداد 1387

 


محمد توكلي

شکوائیه برای تیم کوهنوردی خوارزمی پتروشیمی بندرامام :

 

شکوائیه برای تیم کوهنوردی  خوارزمی  پتروشیمی بندرامام :

جناب آقای امینی لطفاً این عرض مرابه اطلاع مقامات بالا برسانید

 جنابعالی اطلاع دارید که تیم کوهنوردی پتروشیمی بندرامام  نزدیک به دو دهه فعالیت مستمر داشته است  ولی متاسفانه با رفتن استاد خسرو فر و نیز تقسیم شدن شرکت ها ، زمام این تیم به دست عده ای دیگر افتاد که ماجرایی مفصل است و از بیان آن صرف نظر می کنم

به همین خاطرما  در پی آن  برآمدیم که اقدام به تاسیس و راه اندازی تیم کوهنوری خوارزمی نمائیم متاسفانه علی رغم قولهایی که جنابعالی دادید وبخاطر  تغییر مدیریت خوارزمی ، هیچکدام از برنامه هایی که گفته بودیم عملی نشد و حتی یک کوهنوردی ساده هم در این یکی دو سال اخیر صورت نگرفته است از طرفی شاهد هستیم که شرکت خوارزمی  فراخوان برای کوهنوردی بانوان می دهد  !

اولاً برای این گونه فعالیت ها کارکنان در اولویت هستند و نه خانواده های آنها

و در ثانی از کی تا بحال تور سیاحتی و تفریحی  ,  کوهنوردی نامیده می شود ؟!

شما کوهنوردی پرسنل مرد را تعطیل کرده اید و اعلامیه برای  به اصطلاح کوهنوردی همسران کارکنان می دهید ؟! این دیگر چه نوع منطقی است ؟

نهایت اعتراض و نارضایتی اینجانب و برخی از اعضای تیم کوهنوردی را به اطلاع آقایان مقامات برسانید و منتظر دریافت پاسخ آنها هستم

 

محمد توکلی- 21 آبان ماه 1390 –

 

باسلام و احترام / ضمن تشکر از انتقاد بجای برادر توکلی و انعکاس توسط آقای فاضل .

 برادر امینی لطفا برای اعزام همکاران سخت کوش و علاقه مند به ورزش کوهنوردی برنامه ریزی و در اسرع وقت اجرا فرمایید.

 


محمد توكلي

کبیر کوه در استان ایلام

کبیر کوه در استان ایلام

ارتفاع قله کان صیفی  : 3050 متر

برای بازدید از کبیرکوه با توجه به نزدیکی این منطقه حفاظت شده به شهرهای دره شهر و بدره، می توان از این شهرها  برای عبور استفاده کرد.

 

 مقدمه :

ایلام در یک منطقه کاملا کوهستانی قرار دارد و وجود کوه های متعدد از جمله دو رشته کوه بزرگ کبیرکوه و دینارکوه جلوه ای خاص به این استان بخشیده است.

در کوه های استان ایلام از جمله کبیرکوه جلوه ها، زیبایی ها و  گونه های مختلف جانوری و گیاهی وجود دارد که بر غنای این کوه بزرگ افزوده است.

کبیر کوه که در تداول عامه به آن " کور = kavar kooh  گفته می شود نام سلسله کوههایی است که در امتدای جنوب شرق – شمال غربی کشیده شده است و از اندیمشک شروع می شود و تا نزدیکی شهر ایلام ادامه پیدا می کند ارتفاع  چندانی ندارد ارتفاع آن حدود 2800 متر است .

بلندترین قسمت های کوه ارتفاعی حدود بلندترین نقطه آن در حوالی روستای " چنارباشی " است و  قله " کان صیفی " است که حدود 3050 متر ارتفاع دارد این قسمت پوشیده از جنگل است و منطقه ای مناسب برای دامپروری است .

منطقه حفاظت شده کبیر کوه دارای حیات وحش و جانورانی از قبیل کل و خرس و قوچ و میش و آهو است منطقه کبیرکوه با داشتن درختان، گونه های جانوری مثل گربه وحشی، کل، بز، پلنگ، خرس و...، آبشخورهای مهم مثل پشته لارت، چشمه های فرهادآباد، سراب فصلی ارشت و هشت جاذبه گیاهی و آب و هوای معتدل منتظر گردشگران است.

 

آتشکده و تنگه بهرام چوبین

این تنگه در  دامنه کبیرکوه و در مجاورت روستای شیخ مکان در ضلع غربی مسیر جاده دره شهر- پلدختر قرار دارد .

آثار به جا مانده عمدتا شامل قلعه‌ای از سنگ و گچ و پلکان بر دیواره‌های سنگی است. همچنین این مجموعه دارای چهار آب انبار سنگی و ناودانکهای ارتباطی برای نگهداری آب شرب برای مدت طولانی است.تنگه بهرام چوبین از مناطق گردشگری در فصل بهار و تابستان برای مردم دره شهر و شهرستان‌های مجاور به شمار می‌آید

این تنگه با آثار باقیمانده از دیوار و دژهای نظامی به بهرام چوبین ار سران نظامی  دوره ساسانی منسوب است، و مکانی بوده برای پناه گرفتن بهرام چوبین در زمان شورش علیه خسرو پرویز.

درختان زالزالک و بنه در کبیرکوه

دو نوع میوه کوهی "زالزالک" و "بنه" که درختان آنها به وفوردرکبیرکوه مشاهده می شود.

وجود گونه های درختی متنوع، گونه های گیاهی، میوه های کوهی از نعمت های خدادادی این کوه ها است.

در حال حاضر فصل برداشت میوه های مهم کوهی "زالزالک" و "بنه" که هم اکنون در بازارهای استان ایلام  به فروش می رسند.

اینجا بخشی از رشته کوه کبیره است و در پایین این کوه بزرگ درختان مختلف با جلوه ای خاص و زیبا روییده اند.

رشته  کوههای کبیربه طول 160 کیلومتر از شمال غربی تا جنوب شرقی استان ایلام را در برگرفته است.

بلندترین ارتفاع کبیرکوه منطقه ای به اسم "ورزرین" نام دارد که دارای سه هزار و 62 متر ارتفاع از سطح دریا است.

کبیرکوه به عنوان یک منطقه حفاظت شده جنگلی تعیین شده  و وسعت آن حدود 20 هزار هکتار است.

این منطقه به دلیل برخورداری از تنوع شکل زمین، اختلاف ارتقاع و.. از تنوع زیستی بالایی برخودار است.

کبیرکوه به دلیل داشتن پوشش جنگلی، پدیده های طبیعی و آب و هوایی متنوع دارای جاذبه های گردشگری فراوان است.

در کبیرکوه درختان متنوعی نیز وجود دارد که از جمله  می توان به بلوط ، زالزالک ، بنه و ارژن اشاره کرد.

در ایلام به زبان کردی به زالزالک و بنه اسامی دیگری اطلاق می شود که این میوه ها در بین مردم از محبوبیت زیادی برخوردار است.

این دو گونه درختی کاملا کوچک بوده و میوه آنها مانند تخمه به عنوان یک سرگرمی استفاده می شوند البته این دو گونه دارای خواص مفیدی نیز هستند.

زالزالک به شکل زرد رنگ و اندازه و شکل خوردن آن مثل گیلاس است ولی بنه با رنگهای مختلف در اندازه کوچک مثل پسته بسته است و باید بخش خوراکی از هسته جدا شود.

بنه به دو شکل نرم و سخت در کوه های ایلام یافت می شود. بنه نرم را می شود با پوست و هسته خورد ولی بنه سخت حتما باید شکسته شود چراکه می تواند به دندان آسیب برساند.

هم اکنون فصل برداشت زالزالک در کوه های استان ایلام شروع شده و تعدادی برای کسب درآمد زالزالک را به شهر می آورند آن را به فروش می رسانند.

زالزالک یک میوه کاملا خوشمزه و کوهی است که فصل پاییز برداشت می شود و هم اکنون در بیشتر مناطق کبیرکوه یافت می شود.

این میوه وقتی روی درخت نرم شد قابل خوردن است در غیر این صورت زالزالک هنوز قابل خوردن نیست و اگر هم باشد مزه زالزالک نرم را نمی دهد.

بنه از نظر ارزش خوراکی  جایگاه بالاتری نسبت به زالزالک دارد چراکه  میوه این گونه درختی از قدیم به علت مقوی بودن به عنوان غذا در بین مردم استفاده شده است.

بسیاری از مردم بنه را با نان می خورند زیرا علاوه بر ارزش خوراکی دارای فواید پزشکی نیز هست.

بنه در  یخچال خانه های مردم استان ایلام فریز نیز می‌شود و آن را برای زمستان نگهداری می‌کنند زیرا در فصل سرما این میوه بیشتر مورد استفاده قرار می‌گیرد و لذیذتر است.

کبیرکوه در ایام و فواصل مختلف دارای گونه های خوراکی است که تحت عنوان فرآورده ها جایگاه بالایی در نزد مردم استان و حتی دیگر نقاط کشور دارند.

...............تحقیق از محمد توکلی – ممکو


محمد توكلي

غیر لرهایی که در لرستان زندگی می کنند !

غیر لرهایی که در لرستان زندگی می کنند !

مردم ازنا خود را لر نمی دانند و در تداول عامه به عشایر چهارلنگ و هفت لنگی که برای کوچ از این محل می گذرند لر می گویند ! بله اهلی خرم آباد و الشتر و نور آباد لر هستند و بگذار به همان لر بودنشان هم افتخاز کنند ولی اغلب مردم ازنا هنوز هم  به لهجه گاپله ای صحبت میکنند حالا اگر بر اساس تقسیمات کشوری که اغلب هم ایراد دارد به عنوان بخشی از لرستان قرار گرفته اند این هم لابد از بدشناسی آنها بوده است بهتر بود آن را بعنوان بخشی از استان مرکزی به حساب می آوردند

 کما اینکه فاصله این شهر با اراک کمتر از فاصله اش با مرکز لرستان یعنی خرم آباد است و از این گذشته ازنا  به علت اینکه از جنوب با  رشته کوه‌های بلند و ععب العبوری چون  اشتران‌کوه و سفیدکوه، محصورشده است اساسا   در ایام قدیم  ارتباط فرهنگی و اجتماعی هم با بقیه لرستان نداشته است این است که لهجه ای ازنایی ها خیلی شبیه به بروجردی هاست وبه خرم آبادی از زمین تا آسمان فاصله دارد ( تازه اگر فکر کنیم که اینها هم به لهجه لری صحبت می کنند لهجه خرم آبادی کجا و لهجه ازنایی و بروجردی کجا؟!

حتی نام ازنا برگرفته از ازنار است که گویا سرداری ارمنی بوده است هنوز هم شما می توانید به اسامی چون جابلق یا جاپلق که همان معرف  گاپله  است برخورد کنید برخی فامیل شان جاپلقی است .

................تحقیق از محمد توکلی – 28 آبان ماه 1390 – ممکو


محمد توكلي

ازنا آرمیده در دامن اشترانکوه

 

  ازنا آرمیده در دامن اشترانکوه

ازنا شهری زیبا و دوست داشتنی در شمال شرق لرستان است فاصله اش تا اراک حدود 6 کیلومتر است و مردمش خود را لر نمی دانند اگر چه به زبان لری صحبت می کنند ازنا طی 30 سال اخیر توسعه زیادی پیدا کرده است بخشی از آن بخاطر مهاجرت بی رویه روستائیان به شهر بوده است و بخشی هم ناشی از آوارگان ایرانی و عراقی جنگ که در اردوگاهی در نزدیکی ابن شهر زندگی می کردند و هنوز هم اگر چه منازل جنگزدگان ایرانی تخلیه شده است ولی آوارگان عراقی در " اردوگا معاودین عراقی ازنا " همچنان زندگی می کنند .

شکوه اشترانکوه :

وقتی وارد ازنا می شوید اولین چیزی که نظر شما را جلب می کند شکوه و عظمت اشترانکوه است که با ابهت و قله های پر از برفش خودنمایی می کند اشترانکوه  از قلل پر برف ایران است و شکوه زیادی دارد صعود به قلل آنهم مشکل است چون صخره های تیز وپرتگاههای فراوانی دارد از تمام ایران جهت کوهنوردى در اشترانکوه و سفر گهر از دربند شهرستان ازنا عبور مى کنند . دربند و کرچیان و محمود آباد در کنار سفید کوه زیبا و از طرفى هم در پاى اشترانکوه واقع شده اند . شن اسکى، سفید کوه کوچک و بزرگ با دره هاى فراوان، قلل اشترانکوه شامل گل گل، سن بران، میرزایى، فیالستون، تخت شاه، پیارو، ازنادره، از مناطق مناسب برای کوهنوردی هستند .

منطقه ای وسیع که  همه کوههای سر به فلک کشیده است و دشتهای سرسبز و وسیع و شاید بخاطر همین آبادی و نعمت بوده است که اجداد ما از صدها سال پیش از سرزمین های شمالی به این منطقه کوچ کرده اند و ساکن شده اند

جالب است بدانید که اهالی ازنا خود را لر نمی دانند !  نژاد مردم  ازنا آریایى و فارس و لهجه  مردم آن فارسى اراکى که به آن گاپله اى هم مى گویند مى باشد. اقلیت هاى ترک ، ارامنه، یهودى ، گرجى ،بختیارى و قشقایى از سالها پیش در ازنا زندگی می کرده اند وبرخی از آنها مانند ارمنی ها که این دیار را ترک کرده اند  هنوز هم رد پای آنها را می توان مشاهده کرد ازنا را از لحاظ تاریخى به ارامنه نسبت مى دهند و به واقع هم همین طور است. مى گویند در حدود  ۷۰۰ سال پیش ارامنه، شهر ازنا را بنا کرده اند، تعداد نام ها و آثار ارمنى و شواهد و قراین بدست آمده در ازنا بسیار زیاد است

پدرم تعریف می کند که در زمان کودکی اش روستاهاى زرنان و کرت = مسعود آباد  مملو از ارمنی ها بوده است که با آرامش تمام در کنار مسملمانان زندگی می کرده اند  هنوز هم بقایای قبرستان و کلیسای آنان در  روستاهای زرنان و مسعود آباد وجود دارد هر چند مسلمانان عمده سنگ قبرها را خراب کرده اند !  

روستای پرآب دربند :

روستاى دربند در بین جاده درود به  ازنا قرار گرفته است و انبوهی از باغها و جالیزکاری و  صیفى کارى  در آنجا وجود دارد به ویژه کشت  گوجه در این روستا رونق فراوان دارد  

وجه تسمیه ازنا :

باور بر آن است که "  ازنا  نامى ارمنى است به معنی منتسب به ازنار که گویا از پهلوانان ارمنی بوده است

این شهر قبلاً جزء حوزه اراک  عجم = همین  استان مرکزى کنونی بوده است اما بعدا به لرستان ملحق شده است . هنوز هم  مردم قدیمی ازنا به اراک می گویند اراک عجم در مقابل اراک عرب که همان کشور عراق باشد !

روستاهای دره تخت – کمندان – تیان و  قلعه رستم و ترشاب و گنداب و روستاهاى بربرود و زرنان و مسعود آباد و باوکی = بوکی  و کلکله و پازردآلو و دربند و محمود آباد و حشمت آباد و مرزیان و فرزیان و چهارچشمه و ده حاجی و چشمه درگاه و عباس آباد و چقا میشان = چاقامیشون ومنطه  پاچه لک از جمله روستاهای ازنا هستند . همین تابستان گذشته 1390 که دیداری از سد کمال صالح داشتیم از چهارچشمه و چاقامیشون به آن منطقه رفتیم .

درنزدیکی دربند و در تنگ بیدستانه روستای  تیان  چاه یا چشمه اى وجود دارد که آب بسیار سردى از آن بیرون مى آید و بسیار دیدنی است چند سال پیش که به اتفاق تیم کوهنوردی به همراه استاد خسرو فر به برای صعود به اشترانکوه و دیدن دریاچه گهر رفته بودیم از این چاه دیدن کردیم .

مناطق دیدنی ازنا

از دیگر نقاط دیدنی ازنا باید به  چشمه قلقل ، آبشار ازنا، تونل برفى  دهکده گردشگرى دره تخت، سیدصوفى، دریاچه گهر، دشت تیان، در جنوب و امامزاده قاسم ، امامزاده پیرعباد، شاهزاده عبدالله مومن آباد، امامزاده طازران، باغ مرزیان، سه دریاچه دره باغ و رشیدى و خروسان، دشت قره ملک، غار تنبورلى، داود پیغمبر و قلعه دز تا دشت هاى کامیان و مالیچه و قلل مرتفع چال خاتون و راسبند و تنگ قاقان در دشت جاپلق که همگى دشت هاى حاصلخیز کشاورزى اند، از نقاط گردشگرى عمده ازنا هستند .

ازنا اگر چه در طی سالهای اخیر توسعه پیدا کرده و شهری نو است ولی معماری آن انسجام درستی ندارد همان در هم ریهتگی که کم و بیش در همه شهرهای ایران دیده می شود خیابان هاى منظم و فازهایی که در بخش نو ازنا ساخته شده اند می توانستند بهترباشند این دست اندازی به تپه های اطراف باعث شده که قبرستان که قبلاً بر فرار تپه ای در حاشیه شهر بود اکنون در داخل شهر قرار بگیرد . اشکال عمده دیگر ورودی های ازنا از سمت دورود است که فوق العاده خطرناک هستند و با تردد انبوه خودروهایی که از جانب الیگودرز و اصفهان می آیند تداخل دارد و باید زیر گذر یا پل در این مناطق زده شود .

سال ها پیش پلی بر روی جاده روستای گرجی زدند که چون باریک بود مجدداً دارند این پل را با هزینه و وقت زیاد عریض و دو بانده می کنند خب از همان ابتدا باید این کار را می کردند !

...............تحقیق از محمد توکلی – 5 مهرماه 1390 – ممکو

 


محمد توكلي